درخت

درخت، از ابتدا درخت بود

گور به گور
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٤  

گور به گور

نگاهی به فیلم بازگشته آخرین اثر الخاندرو اینیاریتو

 

کارگردان گزیده کار مکزیکی تبار، گویی در همین چند اثر قابل توجه خود چنان احاطه ی خود را به موضوعات و محیط های مختلف نشان داده است که دنیایی از تجربه در شیوه ی کارگردانی، فضای حاکم بر فیلم هایش و مهم تر از همه زاویه ی دید منحصر به فرد او را می توان در آثارش یافت. تسلط او به دو عنصر مهم زمان و مکان، تفکر و نتایج آثارش را از آن دو مستقل و آزاد گردانیده است. او مخاطب را در حالات گوناگون و با دگرگونی ها در توالی زمانی و حتی مکانی مجذوب چیره دستی خود در بیان مفاهیم ذهنی خودش می کند و ناخودآگاه او را به سمت سرزمین مطلوب از پیش طراحی شده ی خود می کشاند. کارگردان نشان داده است تسلط و چیرگی او به فضای روایت، محصول نهایی او را مستقل از چگونگی پرداختن به یک موضوع می کند. دیگر تفاوتی در تعداد شخصیت ها، تنوع و شمارش روایت های هم زمان و یا تک خطی، زمان های از هم گسسته و یا در هم تنیده شده ی خط روایی با پیچیدگی های زمانی و زاویه ی دید در آثار او وجود ندارد و اهمیتی در برداشت های مخاطبان از اثر نهایی نخواهد داشت.

مفهوم مرگ و چگونگی دست و پنجه نرم کردن با آن و حتی بازگشت های غیرممکن و به دور از احتمال و باور نیز یکی از عناصر روایی مهم در برخی از فیلم های کارگردان است. زندگی و مرگ که دو کفه ی زندگانی هر بشری را شکل می دهد در دیدگاه او جدالی نابرابر و به دور از انتظار و پیش بینی دارند. تفاوتی در نتیجه ی کار نیست هرچند بهانه هایی که سایه ی مرگ را به سمت شخصیت های او می کشاند -از تصادف گرفته تا یک تیر رها شده از دوردست و یا پنجه های مرگ آسای خرسی که احساس خطر کرده است- همگی چالشی را برای پیشرانی روایت و در نهایت رسیدن به نتیجه ی مطلوب او فراهم می کند. بازگشته، آخرین اثر این کارگردان نیز با وجود تفاوت اصلی در زاویه دید، محور روایت، فضا و زمان کاملا متفاوت با آثار پیشین او، بنا بر تکیه بر تسلط صاحب اثر بر عناصر گوناگون روایی توانسته است فرجامی مطلوب و در خور توجه پیدا کند. تنهایی و یا با بیانی بهتر انزوای ناخواسته ی هیو گلاس در مبارزه با طبیعت خشن، چالش و تقلایی را فراهم می کند که مخاطب را باوجود سرمایی که در ذهنش نفوذ و رسوخ کرده است را تا آخرین لحظ ی فیلم به همراه خود می کشاند.

دست مایه قرار دادن انگیزه ی انتقام جویی گلاس از فیتز جرالد نیز بر شدت و عمق این همراهی می افزاید. بازی های عالی بازیگران در کنار فیلم برداری کاملا طبیعی و طبیعت گرای فیلم، محصول نهایی را به اثری جذاب و دیدنی تبدیل کرده است. زمان بلند آن نیز با وجود نداشتن تنوع روایی و دوری از درهم ریختگی شخصیت ها و زمان ها و سرراست بودن داستان و سرانجام قابل پیش بینی آن، مانعی برای لذت بردن از فیلم نمی شود. حضور سرخپوست های بومی آن ناحیه که به نوعی مورد تهاجم و تجاوز شکارچیان پوست و نظامیان بی رحم قرار گرفته اند، بار دراماتیک روایت را به خود اختصاص داده است. زندگی گلاس در کنار بومی های منطقه و داشتن زنی سرخپوست و پسری دو رگه او را در بزنگاهی قرار داده است که گاهی از هر دو گروه سفید و سرخ پوستان گریزان است و گاه به هر دو پناه می برد. در زمانی جان او را سرخ پوستی نجات می دهد و در زمان دیگر از همان ها زخم می خورد و فراری است.

گریز از داوری در مورد سرخ پوست ها و دادن حق به هر کدام از طرفین کاری دشوار و عملا ناممکن است. و سرانجام گلاس تصمیم می گیر مانند همان خرس مهاجم که هدفی جز حفاظت از بچه هایش نداشت، لباسی مانند او بر تن کند و تنها به انتقام خون پایمال شده ی پسرش بیاندیشد. جمله ی کلیدی که یکی از سرخ پوست ها در مورد انتقام به گلاس می گوید، در انتهای فیلم و هنگام انتقام از جرالد اثرگذار است. "انتقام در دستان خداوند است و نه ما"


کلمات کلیدی: فیلم
 
جزیره ای در فضا
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٤  

جزیره ای در فضا

نگاهی به فیلم مریخی

معمولا برگ برنده ی هر اثر ماندگار و قابل بررسی داشتن حداقل یک ویژگی تازه ای است که آن را از دیگر آثار هم رده ی خودش متمایز می سازد. این تمایز می تواند در وجود زاویه ای نو در دیدگاه صاحب اثر، خلاقیت در بازآفرینی آثار پیشینیان، استفاده از تکنیک های مدرن، بهره بردن از روایت های درهم پیچیده، از هم گسستن قواعد از پیش مرسوم گشته، طرح ایده های نوآورانه در هنگام خلق اثر، سادگی بیان در عین پیچیدگی درون مایه، غافل گیری در پیش بینی سرانجام داستان، تقابل دو شخصیت متضاد با روایتی نو، پیشرو بودن در بهره برداری از یک طرح داستان برای اولین بار و ... باشد. استفاده از هر کدام از این مزیت ها می تواند منجر به تولید آثاری شود که برای مدت قابل توجهی تبدیل به الگوهایی برای گرته برداری از آن در دیگر آثار مشابه و پیرو آن گردد. الگوهایی که گاه برای سال ها سرچشمه ی تولید رویکردهایی می شود که در برخی از موارد الگوبردارها از پیشینیان خود نیز پیشی می گیرند و با افزودن تکنیک و ذائقه ی ویژه ی خود اثری مستقل و هر چند متکی بر نوآوری دیگری تولید می کنند. ماندگاری و پایداری این دسته از آثار وابسته به چگونگی بهره بردن از عنصری است که برگ برنده ی آن به شمار می آید و همچنین شیوه ی گسترش آن در طول روایت.

-------------------------------------------

مریخی آخرین فیلم ریدلی اسکات توانسته است ایده ی تنهایی و جاماندگی یک انسان را در سطح کره ای دیگر به خود اختصاص دهد. نزدیکترین ایده ی مشابه در فیلم جاذبه بود که نشان دهنده ی تلاش کاوشگران فضا برای نجات زندگی خود بود. اما این بار رابینسون کروزوئه ی روزگار مدرن در جزیره ای دورافتاده در فضای نامتناهی با چند میلیون کیلومتر فاصله از زمین تنها افتاده است و برای مهم ترین و حیاتی ترین نیازهای زندگی اش نیز باید با طبیعتی عجیب بجنگد. اگر هم قطاران پیشین او در جزیره و یا موقعیتی مشابه گرفتار می شدند مشکل هوایی برای تنفس و آبی برای آشامیدن نداشتند و تنها باید خود را از شر حیوانات وحشی و بیماری های مختلف نجات می دادند اما این بار مارک واتنی گیاه شناس با موقعیتی عجیب دست و پنجه نرم می کند و از تمام توان بدنی و علمی خود در کنار هوش سرشارش بهره می برد و با خود هر روز و شب این را زمزمه می کند که او نباید در آن جا بمیرد.

حال و هوای جنگ سردی که یک پای ثابتش همیشه فضا بوده است در این فیلم نیز دیده می شود. با وجود پیشرو بودن روسیه در این گونه از علوم این کشور هیچ جایی در روند عملیات نجات سرباز مارک ندارد - البته در فیلم جاذبه عامل تخریب ماموریت های فضایز نیز بوده است!- و بجای روسیه کشور چین با فداکاری تمام و با در اختیار قرار دادن تمامی امکاناتی که برای برنامه های آینده اش تدارک دیده بود، به گروه نجات آمریکایی حسی غرورآفرین در میان شهروندانش ایجاد می کند. چیرگی فضای رسانه ای لحظه ای از داستان کنار گذاشته نمی شود و مدیر رسانه ای ناسا بیشتر از هر فرد دیگری در لحظات حساس و تصمیم ساز نقش دارد.

مریخی فیلمی است که با درکنار هم قرار دادن عناصری کلیدی و درست در کنار یکدیگر تنوانسته است محصولی جذاب و مورد پسند همگان تولید کند. بهره بردن از ایده ای نوآورانه به بهترین نحو در روایت، استفاده از تکنیک های فیلم برداری و جلوه های ویژه ی زیبا و چشمگیر در پرده ی نمایش، استفاده ی درست از اصل غافل گیری در برخی از صحنه های داستان و برانگیختن حس غرور آمریکایی، از جمله موارد مهمی است که موجب موفقیت فیلم در عرصه های مختلف شده است.


کلمات کلیدی: فیلم
 
درباره ی رمانس و رمان
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٤  

درباره ی رمانس و رمان

با نگاهی به کتاب رمانس اثر جیلین بیر

پیش از این درباره ی رمانتیسم نوشتاری کوتاه آمده بود و تلاش گردید نگاهی همه جانبه به زوایای مختلف آن جنبش ادبی داشته باشد اما در این نوشته ابتدا بررسی اجمالی از مفهوم رمانس خواهیم داشت و سپس بخش بیشتری را به مقایسه و تحلیل تفاوت های رمانس با رمان اختصاص خواهیم داد. رمانس پیشینه ی تاریخی قابل توجهی دارد. اگر ابتدای خط زندگانی رمانتیسم را بتوان در قرن هجده و در قلب اروپا یافت، رمانس پیشینه ای به مراتب طولانی تر از بسیاری از مکاتب و جنبش های ادبی دارد. رمانس در میانه ی قرون وسطی بنا نهاده شده است و تا شروع قرن هفدهم پرچم دار اکثریت آثار و جریان های ادبی اروپایی بوده است. رمانس های یونانی اولین نمود ادبی این مکتب بوده اند و پس از گذار به لاتین شکل و درون مایه ی جدید و مستحکمی یافتند. داستان هایی که با دست مایه قرار دادن عشق های زمینی بیشترین تلاش را در جهت جذب مخاطب عام و ایجاد روایتی سرگرم کننده در حکایات اغلب آهنگین خود می کردند. بسیاری از روایت ها درون دربار می گذشت و پادشاهان و شاهزادگان نقش های اصلی رمانس را به خود اختصاص می دادند.

اشعار حماسی و روایت حماسه آفرینی های شوالیه های نجیب زاده ای که در راه میهن از جان خود گذشته اند و یا ماجراجویی های عاشقانه ای که با رها کردن و از هم گسیختگی قدرت تخیل شکل می گرفت و در آن زمان یکه تاز قالب های اروپایی بود. رمانس خواهان کمال مطلوب بود و با ذهن گرایی ویژه اش در کنار عناصر خیالی روایتی رویاگونه و یا گاه کابوس مانند را فراهم می ساخت. رمانس تمایل به منزوی شدن از جامعه ای را داشت که شخصیت های داستانش در آن نمود چشم گیری نداشتند. شخصیت هایی که بار تمثیلی را عهده دار بودند و با بیان جزییات فراوان توسط راوی تلاش در برانگیختن احساسات خواننده ای می کردند که در سرانجام خوش شخصیت های روایت رمانس غرق در کامجویی بودند و خود را ناخودآگاه تسلیم شرایط از پیش بنانهاده شده در روایت می کردند. حس انگیزی از مهم ترین پایه های رمانس بود و ایجاد هراسی ساختگی چرخ حرکت آن. اما با گذشت زمان این چیرگی رنگ باخت و در پایان قرون وسطی و بروز مکتب ها و جنبش هایی مانند نئوکلاسیک ها و رمانتیک ها، قطب های منتقد و مخالف از میانه ی هیاهوی رمانس سربرآوردند و برای خود جایگاهی قابل توجه یافتند.

انتشار آثار مهم و جریان سازی مانند نوشته های شکسپیر و دن کیشوت سروانتس در حدود قرن هفده بر شدت این فضا افزود. یادگار این رویارویی دو قطبی شدن رمانس بود. رمانس های اشرافی و همچنین رمانس های عامه پسند که هرچند هر دو درون مایه های یکسانی در خط روایت خود داشتند اما تفاوت بارز در زاویه ی دید آن ها موجب فاصله گرفتن دو رویکرد حماسی و ساده گرایانه در آثار رمانس قرن هجده گردید. شیوه های نو روایت در قرن های نوزدهم و بیستم از تضاد میان رمانس با دیگر جنبش ها کاست و درون مایه ی رمانس را به تجربه ی زندگی حقیقی نزدیک تر ساخت. امروزه رمانس از درون مایه ی رهایی بخش واقعی صحبت می کند و نه خیال و آرزوی آن.

اما تفاوت و تقابل رمانس و رمان که با توجه به ماهیتی که دارند گاه درهم تنیده می شود و تفکیک آن ناممکن است و گاه از یکدیگر فاصله ای بسیار می گیرند. در انتهای این نوشته تفاوت ها و جنبه های تشابه این دو را به صورت تفکیک و خلاصه شده مرور خواهیم کرد:

- رویکرد اصلی در رمان بازشناسی دنیای از پیش شناخته شده است اما در رمانس بار اصلی بر عهده ی آشکار کردن رویاهای پنهان همان دنیای ناشناخته.

- رمان تفسیر داشته ها و دیده هاست اما رمانس واگویی نادیده ها.

- آثار رمانس در زمان خود شگفت انگیز و جریان ساز هستند اما برای نسل های آینده جذابیتی ندارند، اما رمان در زمان های مختلف جاری است.

- رمانس نویسان بیشتر تلاش می کنند تا شخصیت های نمایشی خلق کنند که تبدیل به کهن الگوهای روان شناختی در آینده ای نزدیک شوند اما رمان نویس خالق انسان های واقعی است و تمثیل را در حاشیه می راند.

- کوشش رمانس نویس پرتوافکنی در ژرفای ذهن مخاطب در کالبد شخصیت های تمثیلی و قهرمان گونه اش است اما رمان نویس از بسیاری از عناصر روان شناختی گریزان است.

- در رمانس نمود و نماد وزنی برابر دارند اما در رمان نمود بر نماد چیرگی دارد.

- رمانس توصیف محور است و رمان گفتگو محور. (دگرگونی در جایگاه مخاطب از درک گفتگو به سطح توصیف او را به تماشاگری خاموش بدل می کند که احساساتش بدون رنج دگرگون می شود.)

- در رمانس پندار درون بر شهود بیرونی چیرگی دارد و در رمان خلاف آن.

- واقعیت گرایی مرز مشترک و کمرنگ رمانس و رمان است.

- روایت های جنایی و گاه کمدی نقطه ی تلاقی رمان و رمانس بودند.

- رمانس سایه ای از دنیای حقیقت را در خود دارد اما رمان خود آن دنیا را.

- رمانس خالق دنیایی با قوانین ویژه ی آن است که نسبتی با دنیای پیرامون و واقعی آن ندارد اما رمان با روزمرگی سروکار دارد.

- رمانس بر ماجراجویی های قهرمانانه تاکید دارد اما رمان بر تاریخ اجتماعی.

- رمانس تکیه بر اتفاقات آرمانی دارد و رمان اتفاقات واقعی.

- رمانس منتقد خرد است و رمان حامی آن.

- رمانس گاهی هولناک می شود و رمان گاهی احمقانه.


کلمات کلیدی: رمان ،کتاب ،رمانس ،درباره
 
ستاره ای پر از سکوت
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤  

 

دیشب پژواک فریادهای خاموش روزگار گذشته را در چهره ی کم فروغ ستاره ای سالخورده دیدم. آخرین نفس هایش را که به شماره افتاده بود و از همان راه دور، گویی می خواست کوله بار خاطراتش را به من بسپارد. ستاره ای تنها در شبی که زیر نبود نور ماه، مجال خودنمایی یافته بود و در گوشه ای از آسمان بی ابر و غرق در تاریکی بی مانند، در کور سویی از سرمای فراموشی، سوسو می زد برای افق و چشمانش خیره ی ژرفناکی چاه بی پایان تاریکی گشته بود. دیگر چه اهمیت دارد تعداد سال های نوری که نشان دادن فاصله های بی سرانجام بی دلیل گشته را. دیشب تمام حرف های ناگفته و دریایی از واژه های سکوت -سیل آسا- از آسمان پوشیده از ابرهای تنهایی بارید و خاک خالی از گیاه طراوت را بیش از پیش خالی از امید کرد. درازای سکوت ستاره از فاصله اش تا زمین هم بیشتر بود و تنها در دام رشته ای از آفتاب هنوز برنیامده از افق گرفتار گردید و چشمانش را بر روی آشکاری روز بست. گویی روشنایی، رازدار حرف های پر از سکوت ستاره ای نبود که دیشب سری بی قرار داشت و چشمانی اشک بار.


کلمات کلیدی: صد تصویر، صد نوشته
 
ایکیگای ما
ساعت ٥:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ امرداد ۱۳٩٤  

در فرهنگ ژاپن مفهومی وجود دارد به نام ایکیگای (Ikigai). مفهومی که در هر فرهنگ و کشوری برای بیان آن از زبان خودشان بهره می برند. پرسش هایی مانند چرا من زندگی می کنم، هدف از آفرینش من چه بوده است، وظیفه ی اصلی من در این چند سال زندگی چیست و دیگر پرسش هایی مانند این همان ایکیگای است. به بیانی ساده تر وقتی شخصی شب به خواب می رود و از خود می پرسد که اصلا به چه دلیل باید فردا صبح از خواب بیدار شوم، این شخص دارد در مورد ایکیگای، خودش (خود به معنای موجودی که وجود دارد و در هر ثانیه به لحظه ی عدم وجودش نزدیک تر می شود)را در برابر پرسشی مهم و بنیادین قرار می دهد. یک بررسی علمی و مطالعات هدفمند نشان داده است که داشتن ایکیگای در زندگی -هرچند مهم و قابل توجه نباشد و شامل کارهای روزمره و اثرگذاری کم باشد- می تواند امید به زندگی را در افراد به مقدار قابل توجهی افزایش دهد.

به گمانم این مفهوم در فرهنگ ما مدت هاست جایی ندارد. در میان هیاهوی روزمرگی گم شده است و دنیای پر رنگ و لعاب امروزی رنگ این دسته از مفاهیم زندگی ساز را کاملا زدوده است. پرسش هایی از این دست دیگر مجالی برای بروز در ذهن بسیاری از مردم ما - حتی طبقه ی تحصیل کرده و دارای دغدغه های فرهنگی و دارای اندیشه- ندارد. نیازهای مادی و تامین کمبودهایی که هیچ گاه هم تمامی ندارد به طور ناخودآگاهی تبدیل به ایکیگای همه ی ما شده است. گاهی شمارش روزها و هفته ها و گاه ماه ها و سال ها نیز از دستمان در می رود و تنها از گذر زمان با افسوس یاد می کنیم و از گذشته کولی باری از حسرت را برای خودمان به ارمغان آورده ایم. برای نگرانی های دیگران، مطالعه، فکر کردن، رفتن به سفر، افزایش معلومات، تحصیلات، یادگیری هر چیز جدید و خلاصه برای خودمان نه وقت داریم، نه پول و نه حوصله. ورود ایکیگایی هر چند معمولی شاید بتواند روزهایمان را شادتر، وجودمان را مفیدتر و نگاه هایمان را زیباتر کند.


کلمات کلیدی: ایکیگای
 
درباره ی رمانتیسم
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ تیر ۱۳٩٤  

درباره ی رمانتیسم

نگاهی آزاد به کتاب رمانتیسم اثر لیلیان فورست

بسیاری از واژه ها و اصطلاحات رایجی که در شاخه های مختلف بکار گرفته می شوند دارای تعریف دقیق و جامعی نیستند. این ناتوانی در ارائه ی یک تعریف نه تنها نشان دهنده ی ضعف ساختاری آن مقوله نیست بلکه نشان از پیچیدگی مفهوم مورد بحث و انعطاف پذیری بسیار آن در کاربرد و زاویه ی دید فرهنگ ها و کالبد زمان خود دارد. مفاهیم علوم انسانی در میان دیگر علوم بیشترین این ویژگی ها را به خود اختصاص داده اند و ادبیات نیز طلایه دار این رویکرد است. نحله های ادبی که با مرزهای مبهمی از یکدیگر تفکیک می شوند دارای تعاریف و توصیفات بیشمار و گاهی متناقض اند. هر صاحب اثر و اندیشه ای تلاش کرده است تا موج تازه به پا خاسته ی زمانه ی خود را از زاویه ی دید منحصر به خود مصادره کند و یا در صورت داشتن دید انتقادی از همان نگاه، آن رویکرد نو را مورد نقد قرار دهد. رمانتیسم نیز از این چارچوب خارج نمانده است و این جنبش ادبی که حدود اوایل قرن نوزده در قلب اروپا شکل گرفته است را از همان تعاریف اولیه و کارکرد خود تحت تاثیر نگاه های متناقض بزرگان عصر خود قرار داده است. به همین دلیل در هنگام تعریف این مکتب ادبی نگاه ها بیشتر متمایل به ویژگی های آن است تا بنیان های متعارف تعریف آن جنبش. اما در بسیاری از این ویژگی های گاه متضاد و متناقض می توان رشته ای مشترک را یافت. به عنوان مثال عناصر آشفتگی، تخیل، شگفت انگیزی، احساسات، قهرمانانه و توهم از این دسته هستند.

این آشفتگی در تعریف واحد از رمانتیسم از وجود آشفته ی ذات خود سبک سرچشمه می گیرد. چگونگی تقابل سبک های ادبی و شرح نسبت های آن ها با یکدیگر نیز راهی برای برون رفت از پیچیدگی توصیف جنبش ها می باشد، در همین زمینه به طور معمول رمانتیسم را در مقابل رئالیسم قرار می دهند و نه کلاسیسیسم. هنری که بیان کننده ی واژه های زمان خود است و نه پیشینیان. جنبشی که درون مایه ی آن بر فرم چیره می شود و درون خود روح هنر مدرن را جای داده است. نوشته های خلاق با رویکرد مدرن رمانتیسم هستند.نوشته هایی که تلاش می کند به جای واکاوی روزگار گذشته به لذت بردن از ذات اکنون بپردازد و از عاطفه و احساس برای محتوای خود بهره ببرد و از تخیل برای فرم و از خلاقیت مدرن برای ظرافت بخشیدن به متن خود، رمانتیسم است. اصطلاح رمانتیک بازآورنده ی واژه هایی مانند خلاقیت، ابداع و نبوغ در ذهن می باشد.

پیشینه ی تاریخی ظهور و بروز جنبش رمانتیسم نیز محفل مناسبی برای بررسی همه جانبه ی این سبک ادبی است. پیدایش عصر روشنگری در قرن هجدهم پرسش هایی بنیادین را در ذهن پرسشگران راستین پدید آورد که سرآغاز بازاندیشی تفکرات از پیش نهادینه شده در اذهان متفکران آن زمان شد. عقل گرایی محض ستون فقرات تفکر اروپایی شده بود که رمانتیک خواهان خواستار درهم شکستن آن شدند. بهره برداری نئوکلاسیک ها از مفاهیم ادبیات و هنر پیشینیان ناآگاهانه بوده است و سلطه ی کلیسای کاتولیک موجب چیرگی خردورزی محض در عرصه ی هنر شده بود. در بند قانون کشیدن پدیده های طبیعی توسط دانشمندان در آن زمان بسیار رواج یافته بود و این جریان همه گیر، هنرمندان را به فکر بنیان نهادن قاعده های اساسی و همیشگی در حوزه ی زیباشناختی انداخت. هنرمندان خواستار جایگاه دانشمندان شدند و هنر به مثابه ی صنعت و فن شناخته می شد.

استفاده ی ابزاری و قالب گونه از واژه ها و عناصر هنری منجر به بروز کلیشه هایی شد که از روح هنر بسیار فاصله داشت و عنصر حیاتی خیال تنها در ویترین زینت فروشی های عرصه ی هنر یافت می شد. جنبه های غیرعقلانی آفرینش آثار هنری پوشیده شد و جزم گرایی در هنری که ذات آن در چارچوب عقل نمی گنجد، سلطه داشت که موج روشنگری به میانه ی میدان آمد. رواج سبک های فرم گرایی مانند مینی مالیسم در ادبیات واکنشی هجوگونه به موج سهمگین نئوکلاسیک ها بود. موج اولیه ی روشنگری احترام و حرمت خردگرایان را حفظ کرد و نزاکت هنری در مقابله با خردگرایی محض موجب رشد و تداوم حرکت جریان روشنفکری در نحله های ادبی و هنری گشت. برای حظ ارزش های آثار هنری بجای مانده از نسل های گذشته، اصول و قواعد تازه تاسیس شده بسیار انعطاف پذیر بود و تلاشی برای درهم شکستن اصول از پیش بنیان نهاده شده انجام نگردید. آلمان و انگلیس در هنگام رهایی از چسبندگی از نئوکلاسیک ها در مقایسه با فرانسه بسیار راحت تر بودند که ریشه در ناپایداری اولیه ی آن ها در وابستگی به جنبش های قدما داشته است. روشنگری ها ابتدا با منطعف نشان دادن خود و سپس با طرح پرسش های بنیادین تنوانستند از چیرگی همه گیر نیوکلاسیک ها بکاهند و ارزش را به حیطه ی تخیل برخاسته از نبوغ بازگردانند و احساس را جایگزین خردنماید. از اولین تجربه های رمانتیسم در عرصه ی ادبی می توان به بیان روایت هایی با محوریت های کمتر گفتگو اشاره کرد که موجب درون گرایی احساس می شود. این شیوه ی داستان نویسی نامه نگارانه بستر مناسب اولیه ای برای بیان خواسته های بنیادین جنبش رمانتسیم بود. حس بی قرار و ناآرام تخیل انسان همواره به دنبال منزلی برای آرام و قرار یافتن بوده است و داستان هایی با گفتگوهای زیاد اما کوتاه بستری برای گسترش حس همذات پنداری با شخصیت ها هستند. نوشتن داستان هایی از این گونه، به فکر و ذهن، مجال تنفس و تحرک در فضای روایت را می دهد. ذهن خسته از جزم گرایی نئوکلاسیک ها مشتاق ایجاد این چنین فضایی بود وترویج آن به گونه ای رفع نیاز بوده است و نه خلاقیت محض. قابلیت گرایش گوتیک که هم زمان در معماری خود را نمایانگر کرده بود این بار در ادبیات خود را محک می زند و همزادی آثار ادبی را با عناصر دلهره و تخیل به ارمغان آورد. رمانتیسم شیفته ی عناصر خارق العاده شد و در سرزمین جستجوی ناشناخته ها گام برداشت که این همراهی اضطرابی غیرواقعی را به همراه آورد. حرکت فردمحور به سوی کمالی ناشناخته و واکاوی عناصر از پیش ناشناخته از همین رویکرد بجای مانده است توجه خاص و مستقل به طبیعت و عناصر موجود در آن موجب استفاده ی همه جانبه از طبیعت به عنوان هویتی مستقل و خودایستا در آثار مبتنی بر رمانتیسم گردید. طبیعت به مثابه ی یک پدیده ای که به تازگی کشف و واکاوی شده است جایگاهی مهم یافت و صاحبان اثر حتی در نام آثار خود نیز از این عناصر غافل نبودند.

 

فارغ از بررسی تاریخ محور سیر تحول جنبش رمانتیسم، تحلیل آثار بجای مانده از آن دوران نیز معرف مناسبی برای تحلیل آن رویکرد بوده است. اولین جنبش های این سبک -همان گونه که پیش از این بیان شد- از آلمان آغاز شد و پس از پشت سرگذاشتن انگلیس به فرانسه رسید. حرکت های اولیه دچار پیچیدگی و دشواری های متافیزیکی بودند و به طور کلی در جستجوی امر طبیعی و عادی با رویکردی پیچیده تر از قبل بودند. شعر یکه تاز این عرصه شد و قالبی برای بروز روحیات درونی گردید که دیده ی شهودی تلاش در تحلیل شعر بی قید و بند در قالب و محتوای شاعران گردید. شعر غنایی بزرگترین و باشکوهترین دستاورد جنبش رمانتیک بود و در فرانسه جایگاهی والا یافت. تکامل شعر غنایی در جنبش رمانتیسم رویکردی دوجانبه بود و هر دو به یکدیگر بسیار کمک نمودند. ایجاد مفهومی جدید برای تخیل، بهره بردن از عناصر موجود در طبیعت با رویکردی جدید، ستایش احساسات و همچنین واکاوی امری ساده و طبیعی از نتایج ورود رمانتیسم به شعر بود. شعر غنایی امر واقع را به امری متعالی تبدیل کرد و نمادگرایی نیز به کمک آن ها آمد و تخیل درونی و ذاتی را به پیامی بیرونی و ملموس تبدیل کرد. نمادگرایی در رمانتیسم راهی برای یافتن چاره و مسیری برای انتقال بینش تخیلی به ذهن مخاطبان عوام بود. اما پس از شعر، عرصه ی داستانی بود که موجب همه گیرشدن جنبش رمانتیسم گردید. داستان هایی با درون مایه ی حدیث نفس و یا روایت های تاریخ محور از جمله ی این رویکردها بود که منجر به آفرینش آثار قابل توجهی گردید. اما برخلاف ادبیات داستانی، ادبیات نمایشی جولانگاه ناکامی رمانتیسم بود. علت اصلی آن وجود تضاد و ناهمگونی در ذات این دو مقوله بود. ادبیات نمایشی دارای قالبی برون گرا در ذات خود و لحاظ کردن قالب های از پیش تعریف شده است که رمانتیسم این ها را برنمی تابد. هرچند نمایش های گاه موفق در فرانسه را می توان متعلق به مواردی خاص دانست. در پایان بیان این نکته از دیدگاه نگارنده ضروری به نظر می رسد که تمامی جنبش ها و مکتب های ادبی شاید در نگاه اول بی ارتباط و گاه متضاد باشند اما در حقیقت نگاه ژرف ناک به آنان موجب می شود تا آن ها را در نهایت مکمل یکدیگر دانست. گریز از یکی و گذار به دیگری لازمه ی شرایط آن زمان بوده است و حرکت در خارج از آن و مقاومت در برابر موج دگرگونی تنها آثار مخربی را برجای می گذاشته است. به گونه ای که همین رمانتیسمی که در این نوشته ی کوتاه بر آن نگاهی اجمالی داشتیم در اواخر قرن نوزده احیایی دوباره یافت و به نئورمانتیسم شهرت یافت و در واقع می توان گفت که در بسیاری از آثار قرن بیستم پیروی از سبک و شیوه های رمانتیسم را می توان به وضوح دید.


کلمات کلیدی: کتاب ،رمانتیسم ،درباره
 
گم کردن برگه سند کمپانی خودرو
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٤  

گم کردن برگه سند کمپانی خودرو

در میان موضوعات مختلف صحبت از گم کردن یک برگ سند و فاکتور فروش خودرو شاید کمی نامرتبط به نظر برسد ولی امید به این که این مطلب شاید یک روز به درد شخصی بخورد، از این حس ناهمگونی می کاهد.

اگر برگه سند و فاکتور فروش خودروی شرکت! ایران خودرو را گم کرده اید، بدون تلف کردن وقت خود برای تماس با ایران خودرو (مستقل از اینکه که اصلا گوشی را بردارند و یا خیر بدون شک جواب های سربالا و کاملا اشتباه و گمراه کننده می دهند!) مراحل زیر را طی کنید:

1- به یک روزنامه (مهم نیست کدام ولی اطلاعات و همشهری بهتر هستند) از طریق تلفن آگهی گم شدن و از درجه اعتبار ساقط بودن سند را سفارش دهید. (حدود هزینه 30 هزار تومان می باشد و اگر سند چند دست چرخیده و اسم صاحب اولیه سند را نمی دانید، مهم نیست بدون درج اسم آگاهی کنید)

2- ده روز صبر کنید!

3- با به همراه داشتن برگ سبز، کارت ماشین، روزنامه ای که در آن آگهی کردید، کارت ملی و از همه مهم تر خود ماشین به کیلومتر 14 جاده قدیم کرج (فتح) سازمان فروش ایران خودرو درب 16 مراجعه کنید.

- بدون همراه داشتن ماشین و یا کمبود هر کدام از این مدارک کاری پیش نمی رود.

- اگر مالک ماشین نمی تواند حضور پیدا کند باید وکالت رسمی به فرد دیگری بدهد.

- 5 شنبه ها هم می توانید مراجعه کرد.

- صبح اول وقت بروید.

4- پس از مراجعه و تحویل مدارک و واریز 40 هزارتومان پول! به حساب ایران خودرو نوبت به بازرسی ماشین توسط کارشناس می رسد.

- کارشناسان هر ساعت یک بار (مثلا 9، 10 و ...) برای کارشناسی و تایید شماره شاسی و موتور و ... مراجعه می کنند.

5- پس از گرفتن تاییده به باجه مراجعه کرده و با تحویل مدارک تایید شده و کپی مدارک (دستگاه کپی در آن جا موجود است) ان شالله سند و فاکتور فروش خودرو المثنی را تحویل می گیرید که به نام اولین شخصی که ماشین را خریده است می خورد.

دعای پایانی: امیدوارم کارتان هیچ وقت به ایران خودرو نخورد.