درخت

درخت، از ابتدا درخت بود

ستاره برهوت بیداد

 

و چه زود خوی جاهلیشان

از پس نقاب دورویی رخ نمود

به کدامین گناه

در ظهر نفاق یادگار نبوی را

در پس انباشتی از پلیدی

زنده به گور کردند

مزد دستی که خیبریان را در بند کرد، بند بود؟

این تفسیری است اموی از اجر نبوی؟

ظلمت دوده های برخاسته از آتش حرم مولا

در مقابل چهره ی پلیدی، عین روشنایی است

سیاهی نشسته بر درب نیمه سوخته

توتیای چشمان خیره به رخ منتقم

و خاکش موجب تیمم

این عاشقان سرگردان

نماز به کدامین سو بخوانند

که قبله ی آنان مزاری است ناپیدا

قطرات آب غسل شبانه

بدل شدند به ستارگانی در دل ظلمت

تا برای گمشدگان برهوت سیاهی

رهنمونی باشند به سوی خانه ی نور

تا ابد

   + علی بیگدلی ; ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ; ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات ()