درخت

درخت، از ابتدا درخت بود

دنیای اشتباهی

دنیای اشتباهی

 نگاهی کوتاه به انتخاب زاویه دید روایت در فیلم بچه اشتباهی

آخرین ساخته کلینت ایستوود

 

بچه اشتباهی با انتخاب زاویه دیدی مناسب به مناسبات و فساد حاکم در پلیس لس آنجلس دهه سی میلادی پرداخته است. این نوع پرداخت و داستان گویی می توانست از نگاه های دیگری که در فیلم هم وجود دارد دیده شود. به جز مسیر قصه گویی که برای بچه اشتباهی انتخاب شده حداقل چهار نوع روایت متفاوت از همین داستان را می توان متصور بود. اول قصه گویی از داخل خود اداره پلیس و بسط بیشتر حضور پلیس های بد و خوب و تقابل آن ها با یکدیگر یعنی در کنار هم قرار دادن رییس اداره پلیس (جی جی جونز) و افسر یبارا که اتفاقی از قتل های زنجیره ای بچه ها با خبر می شود. این انتخاب با تکیه بیش از حد بر اصل مساله از جذابیت افشاگری می کاست و سرانجام قهرمان قصه را یک افسر پلیس جلوه می داد. نگاه دوم بررسی فساد از داخل مجموعه کلیسا و توسط شخص پیشوای روحانی کلیسای سنت پائول، گوستاو بریگلب بود. که این کار موجب مقابل هم قرار گرفتن مذهب و دولت می شد .امری که هیچ گاه در آمریکا با بازخورد مناسب مردم و همچنین حاکمیت مواجه نشده. نگاه سوم از زاویه دید قاتل بچه های کوچک گوردون است که با همراهی نوجوانی به نام سنفورد دست به ربودن و کشتن آن ها می زد و در آن صورت بیشترین انرژی داستان باید صرف شخصیت پردازی و بررسی پیشینه گوردن می شد که مخاطب را از اصل داستان که فساد در پلیس بود غافل می کرد. و سرانجام دیدن این قصه از زاویه نگاه مادری که سرانجام فرزندش را پیدا می کند. این انتخاب هم پایانی بسته را برای فیلم رقم می زد که موجب کمتر شدن عمق ارتباط مخاطب با فیلم و در نتیجه تاثیرپذیری کمتر می شود.

ایستوود و فیلم نامه نویس فیلم (مایکل استرازینسکی) با انتخاب هوشمندانه زاویه دید موجب شدند که قصه ای که هسته ی اصلی اش فساد و قتل است رنگ و بوی احساسی و زنانه به خود بگیرد و در نتیجه مخاطب به راحتی با قهرمان زن داستان همراهی کند از پیدا شدن اولیه کودک که اشتباهی هم بوده است در ابتدا خوشحال و سپس سرخورده شود و حتی در بیمارستان روانی با او همدردی کند.همراهی که نتیجه اش دقت بیشتر مخاطب به مضامین مطرح شده در فیلم و  پذیرفتن و اعتماد کردن به تمامی گفت هایی که در فیلم مطرح می شود است.پایان فیلم نیز با تکیه بر همین انتخاب زاویه دید، دیدنی تر شده است. نا امید نشدن و دست از جستجو بر نداشتن، فضای امیدی را در کلیت فیلم حاکم می کند که حلقه اتصال فیلم های این چند سال ایستوود است. 

   + علی بیگدلی ; ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸۸
comment نظرات ()