درخت

درخت، از ابتدا درخت بود

نکاتی پیرامون انتخابات دهم ریاست جمهوری

-          انتخابات دهم ریاست جمهوری با ویژگی های منحصر به فردی برگزار شد و حواشی های پررنگ و قابل توجه و بررسی آن، چه قبل و چه پس از آن، با گذشت نزدیک به یک ماه هر روز کم رنگ تر می شود و یا به تعبیری در بدنه ی جامعه فرو می رود و دیگر بروز آشکار و نهانی در سطح و پوسته ی بیرونی و کلام روزمره ی بیشتر مردم ندارد. آن چیزی که باقی مانده چیزی جز خاطره ای تلخ همراه با عبرت و درس آموزی نیست. خون های ریخته شده ی بیگناهان، از دست دادن شمار دیگری از نیروهایی که در پایبندی آن ها به اصول تردیدی وجود ندارد و ایجاد دوگانگی ژرف میان نیروهای هر چند نزدیک به هم بهای سنگینی بود که نظام خواسته و یا ناخواسته پرداخت و چاره ای جز تحمل پیامدهای آن ندارد. هزینه ای که با مدیریت و سامان دهی به دو طرف ماجرا و کنترل برآیند نیروهای برخاسته از آن ها می توانست تا بدین حد سنگین و ماندگار نباشد. در ادامه به بررسی نکاتی پیرامون این انتخاب هر چند مختصر و گذرا خواهیم پرداخت:

-          1- سکوت علوی، صلح حسنی و یا قیام حسینی

چه ماجرایی در میان بود؟ چه حقی نادیده گرفته شده بود و شرایط روزگار ما چگونه بود؟ با پاسخ به این سه پرسش می توان میزان درستی کنش و واکنش های میانه داران این ماجرا را سنجید. برگزاری انتخاباتی با رویکردهای گذشته و در ادامه مسیر حرکت رو به جلو برای نظام بستر ماجرا بود و اعتراض به نتایج آن پسامد آن. حق نادیده گرفته شده در ظاهر رای های میلیونی ای بود که به نام نامزدی نوشته شده بود و در کام دیگری ریخته. در اثبات این ادعاها هر چه طرف مقابل بگوید همان قدر سست بنیاد و مقبول در اذهان خودشان است که دیگری. اختلاف زیاد میزان رای میان دو نامزد برای اثبات درستی نتایج همان قدر می تواند در ذهن طرف مقابل نادرست باشد که خدشه وارد کردن بر نحوه ی رای گیری، شمارش آرا، تعرفه سازی، تجمیع آرا و بازشماری آن برای دیگری. مستندات تقلب کمرنگ است و استدلال های مجریان انتخابات –مانند نظرسنجی هایی که نتایجی در همین حدود آرا را پیش بینی کرده بودند- از پیش ساخته شده برای پاسخ به این نوع اعتراضات جلوه می کند. مجادله بر سر این گونه اختلافات نیز بیهوده است و باید به پرسش سوم پاسخ داد. با نگاهی به شرایط بوجود آمده برای کشور در سال های پس از انقلاب می توان پی برد که با وجود ریشه دواندن درخت انقلاب در میان بدنه ی جامعه ولی طوفان های سهمگین هنوز می تواند سمت و سوی شاخه های این درخت را به سختی دگرگون کند و حتی از برگ و بار آن بکاهد. آن چیزی که تاکنون ریشه ی آن را در خاک نگه داشته است همراهی حداکثری جامعه برای حفظ آن است. هر حرکتی هر چند بدون منظور و با واسطه برای سست کردن این بنیاد سرگردانی همه را در پی خواهد داشت. به راستی  آیا واکنش مهندس سید و شیخ اصلاحات به ویژه پس از سخنان رهبری در جمعه ی پس از انتخابات به استواری توده ها انجامید و یا سستی آن؟ بر فرض که میلیون ها رای با نیرنگ و هزار کار خلاف قانون در صندوق دیگری ریخته شده باشد، گذشتن از رای های فرضی و اثبات نشده برای تداوم و استحکام نظام موجود انتظار زیادی از یاران انقلاب است؟ الگوی علوی به ما آموخته است که برای حفظ وحدت باید از حقی که حتی خدا برای شخص قرار داده گذشت. سخنی کوتاه با یاران انقلاب و معترض اکنون: اگر طاقت سکوت علوی ندارید صلح حسنی پیش بگیرید و نه قیام حسینی که پیش روی ماجرا از خیمه ی خودی برخاسته و نه کاخ یزیدی؛ مردم در میان از انصار و مهاجرند و نه کوفی ریاپیشه.

 


2- از نظاره گری تا میانه داری

نبود شور سیاسی همراه با آگاهی در میان مردم از کمبودهایی است که سال ها وجدانِ مدنی ِ جامعه از آن رنج می برد. در هیاهوی دگرگونی های سیاسی، مردم سوار بر موج می شوند و خود موج آفرین نیستند. از مشروطه و کودتای بیست و هشت مرداد تا قبل از این انتخابات الگوی رفتاری مردم در مشارکت های سیاسی شان دنباله روی مسیر خاص و قابل پیش بینی بوده. سیاستمداران حضور و یا غیبت مردم در صحنه را ابزاری می دانستند برای رسیدن به خواسته های خودشان. مردم نیز در هنگامه بحران های سیاسی ئ اجتماعی سه دسته می شدند. گروهی از سر ناآگاهی و بدون منفعت طلبی سحرگاهان درود بر مصدق سر می دادند و شامگاهان خواهان مرگش بودند، روزی انقلابی متعصب مشروطه خواه می شدند و از پس فردایش رقصان پای بدنِ بر سر دار رفته ی شیخ رهبر مشروطه. تنها از سر با جمع بودن و دنباله روی گروه اکثریت. گروهی دیگر عرصه ی تحولات و نا آرامی های سیاسی روزگار را زمینی برای کاشت و برداشت محصولاتی بدون زحمت داشت می دانستند.منفعت طلبی سخن اول و آخرشان بود و برای آینده نه چندان دور سرمایه و نفوذشان چند برابر می شد.گروه سوم نیز که جمعین بیشینه ی جامعه را به خود اختصاص می دادند از سر نداری تنها سر در کار کسب مختصر خود داشتند و نظاره گر.گهگاه با تشویق رقیق و یا رویگردانی قهرآمیز خود با حوادث برخورد می کردند. نوع رفتار این گرو ها قابل پیش بینی و مورد توقع است. اما مشکل از زمانی آغاز می شود که دسته ی سوم خواهان ایجاد گروه، تفکر و عملکرد جدیدی باشند. بنیان نهادن شالوده ای نو با چنین رویکرد جدیدی نیاز به دو چیز داشت. یکی رونق معیشتی و بسط دایره ی انسان هایی با نداشتن غم نان شب و دیگری نفوذ آگاهی و دانش روز و کارآمد در میان آن ها. نیمه ی دوم قرن بیستم هر دوی آن ها را به بخش زیادی از مردم هدیه داد. مهم جلوه داده شدن فکر و حضور بخش مهمی از بدنه ی مغفول مانده ی جامعه و تاثیرگذاری بیش از پیش آن ره آورد مدرنیته برای جوامع عقب افتاده از کارزار جهان بود. با پیشرفت فن آوری ها و کاهش دخالت بازوی انسانی در صنعت، جوانان به سوی تولید فکر و داشتن نقش مولد در عرصه ی علم و آگاهی سوق داده شدند . گسترش دانشگاه ها و ایجاد کارهای دولتی و یا به پشتیبانی دولت با دستمزدهای بالا و وقت گیری کم و همه گیر شدن رفاه نسبی در میان مردم باعث شد گروه چهارمی در میان مردم تشکیل شود که منفعت جمع و جامعه را در تحولات سیاسی مهم کشور بر موارد دیگر ترجیح دهد. مردم و بویژه جوانان و دانشجویان از صندلی های چیده شده در اطراف عرصه ی تحولات سیاسی و اجتماعی برخاستند و خود به میانه آمدند. برترین این حضور و تاثیر را می توان در شکل گیری انقلاب اسلامی دید. تاکید امام بر تکیه همه جانبه بر قوای مردمی و تشکیل نهادهای مردم مدارانه در ابعاد گوناگون مانند نظامی، اجتماعی، سیاسی و ... نشان دهنده ی نگاه ویژه ی انقلابیون به واکنش چهارم بود. واکنشی که ریشه در عموم مردم دارد و نشانی است از آگاهی  همه گیر و قابل توجه در سطوح میانی جامعه. واکنشی که با وقوع انقلاب نوید آغاز دوره ی بلوغ مدنی جامعه را داشت و با گذشت زمان و گذر از صحنه ها و آزمایش های گوناگون به استحکام آن افزوده شد. حوادث اخیر مانند سرکشی نوجوانان از چارچوب قوانین خانه ای است که در آن رشد یافته اند. واکنش مناسب به این تغییر مکان فرزندان انقلاب و جنگ از جایگاه نظارت به میانه داری، تغییر فضای خانه است و نه سرکوبی که منجر به گسست اصل خانواده شود.

 

در ابتدا قصد نوشتن ده نکته را داشتم ولی به علت کمی وقت و پیشامد مسائلی دیگر این نوشته به این مقدار مختصر درآمد.شاید در وقتی دیگر ادامه ی این مطلب را با حال و هوایی دیگر پی گرفتم.

 

 

   + علی بیگدلی ; ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; ٢٥ تیر ۱۳۸۸
comment نظرات ()