درخت

درخت، از ابتدا درخت بود

نگاهی به تعامل سینما و نشر اندیشه
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٠ مهر ۱۳۸۸  

نگاهی به تعامل سینما و نشر اندیشه

به بهانه ی اکران "کتاب قانون"

سینمای خدمت گزار

 

 

استفاده از هنر برای انتقال پیام ها و گسترش ارزش ها و اندیشه ها و گاه گزاره های غیراخلاقی قدمتی همسان پدید آمدن خود هنر دارد. در حالی که هنوز جوهر قلم پایه گذاران و نظریه پردازان مکتب ها و نحله های فکری خشک نشده بود، آن ها چگونگی و راه کارهای استفاده ابزاری از هنر را برای افکار و آموزه هایشان در یک نقشه جامع ترسیم کرده بودند. در مقابل نیز هنرمندان یا خود دلبسته ی آن مکتب و مذهب بودند و یا با ترغیب و یا تنبیه، سرانجام هنر خود را در اختیار آنان قرار می دادند. ظهور سینما در عصری رخ داد که رکودی نسبی در صنعت و حوزه اندیشه نمایان بود. پیشرفت تکنیکی و هنری سینما آن را به محصولی ممزوج از صنعت و هنر تبدیل کرد. توانایی های بی شمار سینما در بهره گیری از عناصر بصری و هنرهای پیشین در حد کمال، محصولاتی را به ارمغان آورد که در ذهن مخاطبان بی شماری تاثیری گسترده و عمیق باقی می گذاشت. این ویژگی بارز نمی توانست از چشم صاحبان قدرت و اندیشه دور بماند و به ویژه پس از جنگ های جهانی این نقش پر رنگ تر شد و سینما بیش از پیش در خدمت مکتب ها و اندیشه ها و حکومت ها قرار گرفت. مکتب هایی که اگر تا پیش از آن تنها در محیط های علمی و دانشگاهی مورد بحث قرار می گرفت اینک به یاری رسانه های همه گیر در افکار عمومی جهان جایی تازه پیدا کرده بود و دیگر داعیه ی سامان بخش به امور سیاسی و اقتصادی کلان جوامع از طرف مردم نیز با واکنشی مقبول مواجه می شد. نتیجه ی سینمای مبلغ در بسیاری از موارد قابل توجه و تاثیرگذار بود. این استفاده ابزاری در زمان جنگ سرد به اوج خود رسید و رسانه و بویژه سینما به علت همه گیری و ساده فهمی آن به سلاحی پیشگام در صف ابتدایی مبارزه تبدیل شد. فراز و نشیب های فراوانی که حکومت ها و اندیشه در طول قرن گذشته پشت سر گذاشتند بر نوع جنس سینمای تبلیغی اثر زیادی گذاشت و تعامل میان سینما و نشر اندیشه را به نوعی باز تعریف کرد. رابطه ای که اگر چه در ابتدا از نوع قهر و زور بود و از محیط های استبداد طلبانه برخاسته بود و هنرمند هنر خود را پس از صیقل دادن به مطلوب صاحبان قدرت و اندیشه بدل می کرد و نه مطابق میل درونی خودش و سپس چشم انتظار پاداشی می ماند، پاداشی که گاه تنها در اجازه ادامه تولید دیگر آثار خلاصه می شد، اما اینک هنر وقتی در خدمت اندیشه ای خاص قرار می گیرد نشان از آن دارد که ذهن و جان هنرمند در محیطی سرشار از اشتیاق و میل درونی تراوشات ذهنی خود را به هنر تبلیغی تبدیل کرده است. همین تغییر محیط و تعاملات بر ارزش و تاثیرگذاری اثر می افزاید. گسترش نقد اندیشه های مخالف با رویکردی معقولانه از نشانه های حضور هنرمندان ارزش گرا و روش مند در این عرصه است. البته گاهی اوقات با تولید آثار غرض ورزانه و خارج از چارچوب انصاف و اخلاق توسط صاحب اثرانی که هنوز در فضای فکری استبداد منشانه باقی می مانده اند، جنبه های متفاوت و قابل تامل استفاده از سینما در این عرصه نمودار می گردد. بالاترین مکتب و شیوه ای که می تواند  توسط یک صاحب اثر در بستر هنر گسترش و نشر یابد مکاتب الهی است. اگر یکی از مهمترین گزاره های دین تبلیغ باشد در این عصر مهمترین و قابل تامل ترین زبان تبلیغ رسانه ها هستند و پیشروترین رسانه نیز سینما است. دین اسلام از ابتدا با استفاده ی همه جانبه از زبان و ادبیات شیوای عرب برای بیان اصول و احکام خود نشان داد که به بستر نشر کلام توجه ویژه ای دارد. رویکرد پیشوایان مذهبی در طول تاریخ نیز همواره همراه با نگرشی مثبت به استفاده از هنر تبلیغی بوده است. هنرمندان متعهد نیز آثار در خور توجهی در این حوزه تولید کرده اند که در این میان سینماگران ایرانی نیز آثاری با درونمایه دینی تولید کرده اند که پس از وقوع انقلاب اسلامی رنگ و بویی تازه به خود گرفت و با ژرف نگری همراه شد. در ابتدای راه به علت فضای آمیخته با هیجان و منطق گریزی و نداشتن تسلط بر تکنیک، با زبانی آماخیته با شعار زدگی به بیان مفاهیم پرداختند و حتی کارگردانان و نویسندگان زحمت استفاده از استعاره و ایهام را به خود نمی دادند. آن ها تنها از صنعت تشبیه استفاده می کردند و مخاطبان نیز به علت حضور در فضای ویژه ی آن زمان و نو بودن مفاهیم عرضه شده در فیلم ها و همچنین پاکی داستان ها از درون مایه های غیراخلاقی و ابتذال تا مدتی به این نوع سینما نیز روی خوش نشان دادند اما پس از مدتی هم در میان هنرمندان و هم مخاطبان نوعی سرخوردگی پدید آمد. حذف زبان شعاری از جنس آن سال ها مدتی زمان بود که شروع جنگ تحمیلی و ورود مفهوم ایثار و شهادت به بدنه ی جامعه به شتاب گرفتن این مسیر کمک شایانی کرد. به مرور مفاهیم اخلاقی و مذهبی در کالبد اجتماعی و یا حتی سیاسی به مخاطبان عرضه شدند و تفسیر نشانه ها و کنار زدن پرده های ابهام از مضامین مطرح شده در فیلم در میان منتقدان و حتی مردم معمول رواج یافت. دگرگونی هایی که در شیوه ی بیان و زبان حاکم به این نوع سینما صورت می گیرد ارتباط خاص و پیوندی ناگسستنی با تحولات اجتماعی و سیاسی دارد. در دهه هفتاد و ابتدای دهه هشتاد و سینمای اجتماعی به طور کامل بر دیگر گونه ها چیرگی یافت و این چیرگی به کمرنگ شدن بیان مفاهیم دینی منجر شد پس از تغییر فضای فرهنگی کشور در اوایل دهه هشتاد و رویکرد ویژه دست اندرکاران به این نوع سینما و اعمال سیاست های تشویقی همه جانبه ی مسئولین در این زمینه موجی تازه شکل گرفت که بی شباهت به آثار تولید شده در سال های ابتدایی انقلاب نبود. اگر فضای فکری مردم و نو بودن مضامین مطرح شده در فیلم های ابتدایی انقلاب باعث شد که مخاطبان تا مدتی با این فیلم ها رابطه برقرار کنند اما این بار نسل تازه ای از مخاطبان بر روی صندلی ها نشست و انتظارات متفاوتی را مطالبه کرد. این فیلم ها حتی با حمایت های مالی و معنوی دولتی همواره در گیشه شکست می خورد و زودتر از تبلیغات دیواری که در شهر نصب شده بود از طرف مخاطبان به دست فراموشی سپرده می شد. ورود کارگردانان با سابقه و تجربه در این زمینه که اکنون و تغییر فکر داده اند و یا به گونه ای دیگر از سینما دلبسته شده اند، به کارگردانان جوان مشتاق کار در این عرصه می تواند کمک بزرگی به دگرگونی سینمای تبلیغی دینی بنماید. ذهن مخاطب هنوز تشنه ی آموختن اندیشه در کالبدی تازه است. گواه این کلام آثاری است که به ندرت و هر چند سال یک بار و با رعایت اصول درست سینمایی پایه های مستحکم روایی و پوسته ای با طراوت ساخته می شود و مورد توجه مخاطبان قرار می گیرد.

**********

قصد نگارنده از ابتدا بررسی کتاب قانون بود اما به درازا کشیده مقدمه باعث شد که کتاب قانون را تنها از جنبه ی جایگاه این فیلم مسیر طی شده سینمای مبلغ مورد بررسی قرار دهیم. کتاب قانون توانسته است با خلق فضایی نو و با وجود صراحت لهجه در بیان پندگونه و نقد آشکار و بدون پوشش و ایهام رفتار روزمره ی مردم به اهداف خود دست پیدا کند. وجود یک ناظر و ناصح بیرونی بیشترین کمک را به پذیرش پیام ها کرده است و حتی بیان شعاری برخی از پندها بر مخاطب تاثیر می گذارد. به چالش کشیدن رفتارهای خانواده های مذهبی و سنتی از درون آن و توسط فردی تازه وارد منجر به شکسته شدن ساختارهایی شده است که از ابتدا در این اجتماعات به نادرستی بنا نهاده شده بود. مقاومت ابتدایی با اصرار و تاکید بر اصول مشترک و دشمنی با محبت پاسخ داده می شود. پاسخ کلام حقی که درون اخلاقیات مذهبی ریشه دوانیده است چیزی جز سر تسلیم فرود آوردن نیست. پند دهنده ی بیرونی، نفس خفته درونی را که سال ها به عادات ناپسند خو گرفته است را بیدار می کند و بر چهره ی خواب زده ی آن ها آب پاکی و از روی محبت می ریزد که شاید تلنگری باشد برای اصلاح رفتار و مسیر. این سنت شکنی و تاکید بر استفاده از مفاهیم مشترک اخلاقی که مانند زبانی همه فهم برای تمامی مردم قابل درک است برترین ویژگی فیلم است.دستان نیز استوار و قابل تکیه است. به گرو کشیدن احساسات مخاطب و حتی طنازی متن در بسیاری از موارد از سوقط روایت جلوگیری کرده است. شعارزدگی سهم مهلکی بود که می توانست جان داستان را در همان ابتدای روایت بگیرد اما تیزهوشی صاحبان اثر و تاکید درست و به موقع به مفاهیم ارزشی به سالم رساندن داستان تا پایان فیلم کمک ویژه ای کرده است. لحظاتی که از دید برخی نویسندگان باعث جذب مخاطب می شود در این فیلم  به علت کمک حال نبودن کلیت مسیر روایت به درستی چشم پوشی شده است. لحظاتی مانند فاصله ی آشنایی زوج داستان تا ازدواج و همچنین واکنش اعضای خانواده مرد به بازگشت نابهنگام زن از جمله موارد قابل اشاره است که از نقاط قوت داستان گویی فیلم نیز هست. وجود مردهایی مشابه در یک محل باعث خلق فضایی انتزاعی و ناهمگون با دیگر قسمت های فیلم شده است اما در نهایت به حس همذات پنداری مخاطب با زن کمک کرده است. مقدمه چینی های گاه طولانی و حساب شده برای بیان حوداث در داستان بر تاثیر نهایی آن اتفاق افزوده است. مسافرت سه گانه مرد به زادگاه زن بار نیت های متفاوت ازدواج آن ها باورپذیرتر کرده است. حرف زدن مرد راننده ی عرب زبان و شرح ماجرای از دست دادن خانواده اش در جنگ باعث می شود خرابه های حاصل از جنگ که در پایان فیلم نشان داده می شود مخاطب را به فکر عمیق تر فرو رود.تحت تاثیر قرار نگرفتن زن از محیطی که تازه در آن قرار گرفته است و نشان ندادن نقاط برجسته ی مثبت مردم و روحیات جامعه ی پذیرنده ی او، نقد همه جانبه ای که گاه با خودزنی همراه می شود، صیقل نیافتن نهایی روابط میان شخصیت ها و همچنین از بین رفتن بی منطق عشق مرد به زن در مدت کوتاهی از جمله مواردی است است که فیلم ساز می توانست با بررسی دقیق تر و پرداخت ماهرانه تر، آن ها را به نقاط مثبت فیلم تبدیل کند.

در پایان امید است که این فیلم سرآغاز موجی نو در سینمایی باشد که از بیان مفاهیم اخلاقی با زبان پند هراسی نداشته باشد. آثاری که با انتخاب صحیح موقعیت ها و داستان و روابط انسان ها و شناخت صحیح زبان و نیاز مخاطب هم از ورطه ی شعارزدگی نجات یابد و هم بر مخاطبان تاثیر گذارد.