درخت

درخت، از ابتدا درخت بود

نسل سوخته
ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱٠ آذر ۱۳۸۸  

 

نسل سوخته

نگاهی به پاگرد اثر محمد حسن شهسواری

 

1- پاگرد شهسواری روایت گر نسل سوخته ای است که در مقابل موج بلند و سهمگین خواسته های گوناگون خود، سدهایی مستحکم و بازدارنده را تجربه کردند. نسلی که بررسی تفاوت واکنش هایشان به توقف در برابر این موانع و یا مبارزه هایشان ما را با الگویی با ارزش همراه با شناخت از روحیه ی جامعه و روح کلی حاکم بر فضای ذهنی مردم این سرزمین و نه در یک بازه ی زمانی محدود آشنا می کند. رخ دادن این کنش ها و واکنش ها در بازه ی زمانی کوتاه و غلظت و تنوع بی مانند آن پنجره ای وسیع در برابر دیدگان حقیقت طلبان و دل های عبرت بین می گشاید. انتخاب در نوع روایت این رویدادها در حقیقت گشودن منظری خاص و زاویه بخشیدن به همین دیدگان و دل ها است. پر رنگ کردن بخشی از این حجم منجر به سوق دادن ناخودآگاه میل داوری مخاطبان خارج از گود به یک جهت خاص و نتیجه گیری هدف دار و به دور از دوراندیشی می شود. بی طرفدارانه ترین نوع روایت، بیان مستند گونه ی رویدادهاست که گاه مخاطبان خالی از نیروی استدلال آن را تنوع شگفت انگیزی تاویل می کنند که یک روایت هدف دار و جهت دار نمی توانست چنین نتیجه ای را در بر داشته باشد. انتخاب بستر روایی ادبیات امروزی برای بیان داستان ایستادن ها و مبارزه کردن ها با وجود تنوع مکانی و زمانی و شخصیت های مختلف، امتیاز ویژه و غیرقابل انکاری است که به نقطه ی قوت اثر تبدیل شده است. نویسنده با ایجاد فضایی خالی از پیش داوری ذهن مخاطب را با حالتی سیال در فضایی گسترده رها می کند تا او بتواند تنها با اندکی سر چرخاندن حفره های استدلال را با تنوع رویدادها و واکنش ها لبریز کند شاید که داوری پایانی را با شیرینی انصاف در هم آمیزد و نگاهی خاکستری را جایگزین سیاه و سفیدهایی کند که سال ها به آن خیره مانده است.

2- رویدادهای کتاب نه در زمانی دور و مستند به آثار تاریخی و ثبت شده از نیاکان است و نه در مکانی غیر آشنا. بیشتر مخاطبان به گونه ای با این رویدادها هم نفس بودند و با آن ها خواسته و یا ناخواسته همسایگی کردند. یا عشق در نوجوانی و درد سرهایش را تجربه کردند و یا حضور در فضای ملتهب و سیاست زده ی دانشگاه ها را و یا شاید هم جنگ و نارضایتی های عمومی. در هر کدام از این موارد و به طور مستقل آثار و کتاب هایی در نهایت کمال ثبت و نوشته شده است. پاگرد با هوشمندی تحسین برانگیز با کنار هم قرار دادن این رویدادها و بهره گیری از تنوع و شدت آن ها و همچنین روایت متقاطع و درهم نوردیدن زمان ها و مکان ها، بیشترین بهره را در این عرصه برده است. حفظ فضای کلی داستان و لحن و درونمایه روایت با توجه به تنوع و گستردگی بستر داستان نقطه ی قوت این اثر است. مخاطب نیز با وجود تنوع زمانی و مکانی می تواند حس همذات پنداری خود را با شخصیت های داستان همسو کند. مخاطب با راست آزمایی زاویه ی دید نویسنده و نوع روایت گری او در یک عرصه ی خاصی که خود آن را تجربه کرده است به دیگر رویدادها اعتماد می کند و با تکیه به هسته ی اصلی روایت که از کنار هم چیده شدن همین رویدادها تشکیل شده است یه کلیت فضای داستان دل می بندند و تا آخرین برگ با تایید روایت گر را همراهی می کند.

3- چگونگی نقش آفرینی شخصیت ها در عرصه های گوناگون نشان دهنده ی جایگاه مهم و تاثیرگذار تک تک عناصر مجموعه ی مردم در شکل گیری و هدایت یک رویداد جریان ساز است. شخصیت اصلی داستانکه فردی عاشق پیشه و دلسوخته ی مردم است گاهی با تندروی خواهان تحول و گاه متفر از خدمت به مردمی است که عاشقشان بوده است. این دگرگونی در شیوه ی رفتاری واکنشی است درست به پژواک ژرف رفتارهایش در میان خاستگاه ابتدایی آن. بازگشت نهایی بیژن به عرصه ی تحول خواهی و نامیدن خود با لقب پزشک هم همراهی اوست با کسانی که در شرایط بدتر از او دست از سامان بخشی به امور بر نداشتند .

4- اولین عرصه ای که با بیژن آشنا می شویم، از نظر تقدم زمانی دوره ی نوجوانی اوست. دوره ای که با نقل مکان به محله ای جدید آغاز می شود. در این بخش تاثیرپذیری او از محیط و اطرافیانش به درستی تبیین شده است تا واکنش های متعدد و متنوع او در ادامه ی مسیر زندگی اش معنی دار باشد. نقش غیر قابل انکار اطرافیان او و تاثیر بیش از اندازه از عشق در شکل گیری فضای ذهنی شخصیت اول داستان با دیگر بخش های داستان به درستی همخوانی دارد و به شکل گیری نهایی ویژگی های شخصیت او کمک می کند.

5- کمترین پرداخت و بررسی را از دوره ی اول دانشجویی بیژن داریم. دوره ی کمتر از دو سال که با شکل گیری روحیه ی دگرگونی خواهی وی همراه است و ناهمخوانی روحیات او با محیط چیره شده در آن زمان موجب حذف تفکرات و خود وی می شود. نویسنده با گذر معنی دار کوتاه خود در این دوره هم از دام شعارزدگی هایی که به دوره ای خاص تعلق داشته می گریزد و هم با به میان کشیدن نقش مخاطب در شکل دهی کلی فضای آن دوره به کشمکش درون روایت به درستی می افزاید. روحیه ی رهبری خواهی بیژن و هدایت بخشی از بدنه ی دانشجویان نه از طرف گروهی خاص و اندک انحصارطلب و زورگو که با روحیه کلی حاکم بر تمامی اندیشه های آن زمان در تقابل بوده و به همین جهت به سرانجام نرسیده است. ندیدن آشکار و نپرداختن مستقیم به این روحیه ی مخرب موجود در تک تک افراد از طرف نویسنده پیش گیری هوشمندانه از برخوردهایی از جنس تعصب بوده است. تلنگری که با دگرگونی این روحیه در طول زمان بایستی بدون لکنت در واژه ها به دل همه رسوخ کند و موجب اصلاح مسیر در پیش رو باشد.

6- حضور بیژن در جنگ مانند گوشه نشینی ای است از برای پرداخت داشته های از پیش انباشته شده. سیری بودا گونه که با لمس ناشناخته ها به شناختی ژرف منجر می شود. حضور او در سنگرهای خاکی و سنگی و کمین زدن به دشمن از نشستن در پشت صندلی های درس و دانشگاه سازنده تر بود. هر چند بار اصلی ادبیات ایستادگی بر توصیف گذاشته می شود ولی در این بخش نویسنده با به میان کشیدن گفتگوهایی که در میان افراد شکل می گیرد از فضای التهاب و احساسی جنگ فاصله گرفته است. بهره بردن از عناصر موجود در آن محیط برای صیقل دادن به شخصیت بیژن به ایجاد صحنه های ماندگار و حسی ترجیح داده شده است و عدم توازن میان این دو از نقاط بارز شکستی متن در بدنه ی روایت است.

7- حضور دوباره ی بیژن در دانشگاه پس از فروکش کردن احساسات بی اساس و منطق با خاموشی آزار دهنده ی او نیز همراه می شود. دگرگونی زاویه ی دید او در این بازه ی زمانی رخ می دهد. نگاه او از تغییر و اصلاح کلیت تفکر و مسیر به دگرگونی خود انسان ها رسیده است. او سرچشمه ی تن ندادن به تغییر را در همان روحیه ی جمعی دیده است و حال می خواهد با همنشین شدن با بدنه ی مردم از پایین ترین اقشار آن ها را آماده ی پذیرش دیگر تحولات کند.

8- همنشینی با کف بدنه ی هرم جامعه و انعطاف ناپذیری آن ها به بیژن نشان داد که برای آماده سازی روحیه ی این مردم راه بسیار بلندتری که از ابتدا تصور می شد در انتظار است. او پس از سفری روحانی، بازگشت است تا دیگران را نیز همراه خود کند. نقل حضور او از زبان همراه روستایی اش برای پزشکی تازه وارد یکی از بهترین ویژگی های روایت کتاب است. پزشک تازه وارد که بی کلامی اش نشان از همکلامی با دیگر بخش های جامعه دارد از دکتر مشفق تصوری بیش از دیگر روستاییان ندارد. در همین بخش است که عشق بیژن به مردم به نفرتی عمیق تبدیل می شود و او واگذاری آن ها به خودشان را بالاترین مجازات می داند. مجازاتی که با غوطه ور شدن مردم در نا آگاهی و خرافات دردآور تر می شود و التیام آن سخت تر.

9- سوغات بیژن از روستا روحیه ی بی تفاوتی است. همرنگ شدن با دیگران و از سکر ناآگاهی لذت بردن. این نگاه که با سکوت سنگین او همراه است او را از پزشکی خواهان مداوا به ناظری بی تفاوت در پاگرد یک خانه تبدیل می کند. اما گذشت زمان نشان داد که بیژن هایی که بغض های فروخفته دارند بسیارند و تنها با تلنگری این نیروها همسو شدند و بیژن نیز پس از مقاومتی ناخواسته همسویی خود را نشان داد و نشان داد که هنوز نیز به تغییر امیدوار است.

10- پاگرد نه یک آینه ی نشان دهنده ی برخی رویدادهای معاصر که منشوری است در برابر شعاع های برخاسته از از کوران این رویدادها. توجه به طیف های موجود در این رویدادها در بستر روایی ادبیات امروزی اتفاقی قابل توجه در این کتاب بوده است که چنان که باید چه از طرف نخبگان و چه از طرف عموم مورد توجه قرار نگرفت.