درخت

درخت، از ابتدا درخت بود

فخر ما سلطانی شاهانه ی توست
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳۸۸  

فخر ما سلطانی شاهانه ی توست

 

و این بیشمار دل های نا آرام و دستانی تهی

چگونه در این حرم

 آرام و پر می گردد؟

گلدسته ها چگونه تاب آورده اند

تکیه گاهی باشند از برای شکسته قلب هایی

به وسعت تاریخ

به سنگینی ماتم عاشورا

و به سختی شرمساری بندی که

دستان مولا را بست

و در حیرتم از این گنبد

که خیره به آنند چشمانی از همه جا بریده

و ضریحی که صبورتر است از حجرالاسود

که در خود فرو می برد ظلمات دل های مجاوران را

 این چه سترگ رحمتی است

که گوشه نشینان و چشم فرو بستگان نیز

از باران رحمتش بهره مند

و از شبنم های نادیده با نشاط

اگر نبود این ستون بلند والا

در میان خیمه ی سرزمین آفتاب

سالیانی بسیار پیش از این

خراج گذارانی نوکیسه

گهواره ی کودکان را نیز به یغما برده بودند

اگر نگین دل ربای رویش در میانه ی این انگشتر نبود

کدام رهگذر خسته از افق های نادیده

و نا آرام از بی صبوری ها

سلیمان وار سکینه می یافت در مجاورت حلقه اش

و ما چه کردیم با این همه خوبی

جز بدی؟!

**********

فخر ما سلطانی شاهانه ی توست

در هیاهوی ایسم های ابلیسی

چه بسیار دیده ایم و می بینیم

بر تخت ها نشسته بت های قدیسی


کلمات کلیدی: امام رضا