رویایی شوم

رویایی شوم

زن سمت چپ تصویر در دانشگاه، زبان تدریس می کرده است. مرد همراه او همسرش است که مدیر شرکتی بوده است با بیش از 30 کارمند. آن ها سه بچه دارند و همان گونه که در تصویر مشخص است چهارمین بچه در راه است. آن ها می توانند بدون این که خوشحالی خود را ابراز نمایند بگویند که زندگی به آن ها لبخند زده است.

در حال حاضر بله، زندگی به آن ها لبخند می زند زیرا مکانی که هم اکنون آن ها در حال پاسخ گویی به سوالات مصاحبه هستند از رویای شومی که پیش از این داشته اند به دور است. کابوسی که تماما پر از زجر بود. کابوس از زمانی آغاز گردید که آن ها از مرگی که در کمین شان در هر گوشه ای از کشورشان نشسته بود گریختند. کابوسی که متاسفانه رهایی از آن با شکست مواجه شده است.

تنها چیزی که آن ها دارند بهایش را می دهند نبود وجود حسرت برانگیز نامی اروپایی در برگه های شناسایی شان است. در پاسپورت آن ها می توانید این ها را بخوانید: هانا حالاوا و یوسف هاناش، 38 و 42 ساله، متولد ادلیب شهری نزدیک آلپو یکی از ناحیه هایی از سوریه که بدترین صدمات را در جنگ خونین و ویرانگری که از سال 2013 آغاز شد، به خود دیده است.

خیال و سودای سرنوشتی نیک که پیش از این در دفتر زندگی آن ها مانند خالی کوچک و زیبا خودنمایی می کرد امروز تبدیل به کابوسی سخت شده است که آن ها در خود گرفتار کرده است. در کمپ پناهجویانی در شمال آتن که با بیش از 600 نفر دیگر در جنگلی در میان هیچ چیز انباشته شده است. نقطه ای جدا افتاده که سازمان صلیب سرخ اسپانیا تلاش می کند تا برخی از حمایت ها و وسایل آرامش را در میان آشفتگی و ناامیدی پناهجویان فراهم آورد.

به هر روی چشمان آن ها از ناامیدی سرشار است. نه، نه! این نمی تواند درست باشد. آن ها تقریبا در میان کلماتشان با فریاد می گویند. فریادی از سر قدرت مانند ضربه محکمی که یک بوکسور به حریفش می زند. رویای آن ها هرگز اروپا نبوده است. "ما همچنان عاشق زندگی آسوده و سرشار از شادی ای که در کشورمان داشته ایم هستیم و اگر ما آن جا را ترک کرده ایم تنها به خاطر نجات جان فرزندانمان بوده است."

خسته از گذر زمانی که تنها با مشاهده ی بمب ها و سقوط موشک ها بر سرشان سپری می شد، آن ها تصمیم گرفتند که شهرشان را ترک کنند و به دنبال مکانی امن برای زندگی بگردند. سفری پر از حادثه که سه سال به طول انجامید. گذشتن از مکان های مختلف در سوریه و خطری که زندگیشان را در سفری دریایی پس از ترک ترکیه و پرداخت پول به واسط های نامطمئن تهدید می کرد و رسیدن به جزایر یونان و سرانجام کمپ آوارگان سوری در آتن که حمام ها و سرویس های بهداشتی مشترک برای صدها نفر دارد.

ماه ها و سال ها است که آوارگان سوری در رویای خوف ناکی غرق می شوند و با وجود این به بیدار شدنی نزدیک باور دارند.

 

http://blogs.20minutos.es/blog-solidario-cooperantes/2016/06/10/un-mal-sueno/

/ 0 نظر / 35 بازدید