سه فیلم سه پاراگراف

بدون تاریخ بدون امضا



نوع روایت پردازی و کارگردانی اثر قابل تامل و بررسی است. داستان لحظه ای از تکاپو نمی افتد. زنجیره های تو در توی داستان کل اثر را به سمتی درست هدایت می کند. به شخصیت ها در حد درست و کافی پر و بال داده شده است و ماجراهای درون روایت با پرداختی درست به کلیت اثر کمک می کنند. هسته ی اصلی داستان زیر سایه ی فیلم جدایی نادر از سیمین است اما به درستی هویت خاص خود را یافته است و با تکیه بر اصول صحیح روایت پردازی، نتیجه ای مستقل و قابل قبول را به مخاطبان عرضه می کند. پزشک تیپ دکترهای اتوکشیده ی اکثر فیلم ها میست. سیگار می کشد، در هنگام رانندگی با موبایل صحبت می کند و حتی کمربند ایمنی را هم نمی بندد اما پیچیدگی شخصیتی ناهمگون با فضای کلی روایت ندارد. تا حد زیادی مخاطب با او پیش می رود اما از نقطه ای به بعد او را نمی نفهمد. علت کارهای او را درک نمی کند. اگر می خواهد به خانواده ی فقیر کمک کند چرا مستقیمااین کار را نمی کند. اگر می خواهد خود را از عذاب دجدان برهاند چرا تمامی ماجرا را برای قاضی دادگاه بازگویی نمی کند. گویی دکتر قصه ی فیلم خسته شده است. از زندگی خودش، از کارش، از همکارانش و یا حتی از خود خودش. می خواهد این اعتراض را به نوعی با سکوت اش نشان دهد. حتی سکوت در هنگام پاسخ دادن به پرسش کلیدی پایان فیلم. شخصیت زن همراه او دارای ظرایف قابل تاملی در شخصیت پردازی است. تا پایان اثر پی به رابطه ی حقیقی آن دو نمی بریم اما این امر خللی در روند کلی داستان وارد نمی کند. نتیجه ی کار یکی از آثار قابل تامل میان دیگر آثار جشنواره است.

ماجرای نیم روز

 

ویلایی ها

/ 0 نظر / 177 بازدید