نامه هایی به یک فرد غریب

نامه هایی به یک شخص غریب

 

در زمانی که سال ها می گذرند

چون که می گذرند

سال ها و هوا

خندقی حفر کنند

در میان روح تو و من

در زمانی که سال ها می گذرند

و من ِتنها باشم

یک مرد

که عاشق شده است

و همان فردی که

لب های تو را در مقابل دید و

لحظه ای کرد درنگ

یک مرد تهیدست

خسته از پیمودن راه در باغ ها

تو کجا خواهی بود

کجا خواهی بود

آه

دختر بوسه ی من

 

++++++++++++++++++++++++++

 

Cartas a una desconocida,

 

Cuando pasen los años, cuando pasen ;

los años y el aire haya cavado un foso ;

entre tu alma y la mía; cuando pasen los años ;

y yo sólo sea un hombre que amó,

un ser que se detuvo un instante frente a tus labios;

un pobre hombre cansado de andar por los jardines;

¿dónde estarás tú? ¡Dónde

!estarás, oh hija de mis besos

/ 0 نظر / 30 بازدید