نگاهی به معانی ماه های ایرانی

نگاهی به معانی ماه های ایرانی

به بهانه ی آغاز بهار

مقدمه: اولین قومی که تقسیم بندی ای به نام ماه را در تقویم خود قرار داد مصری ها بودند. آن ها به توجه به دگرگونی های طبیعت که پیوسته، دوره ای و متناوب با حرکات ماه بود، ماه را یکی از اساسی ترین واحدهای زمانی خود قرار داند. در بیشتر زبان های دنیا از جمله فارسی واحد زمانی ماه با نام سیاره ماه شباهت زیادی دارد. در فرانسه «موا mois»، که خود آن از واژه meis در سال 1175 گرفته شده است، ریشه این واژه، واژه لاتین mensis است که در سال ۱۰۸۰ میلادی رایج بوده است. month  و Moon  در زبان انگلیسی نیز دارای ریشه ی یکسان است. کاوش های باستان شناسانه نشان می دهد که چوب خط های برجا مانده از عصر پارینه سنگی -دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی- ماه را واحد زمانی قرار داده اند و طول آن را تقریباً برابر با 29 روز می دانستند.

استفاده از واحد زمانی ماه به شیوه ی کنونی رابطه ی تنگاتنگی با پیشرفت علم ستاره شناسی داشت. در طول زمان انواع مختلفی از ماه مورد استفاده قرار گرفت. به عنوان مثال در تمدن های پیشین هند، چین و برخی از کشورهای خاورمیانه از ماه نجومی استفاده می کردند. توجه به اجسام سماوی از ویژگی های بارز این نوع تقسیم بندی است. آن ها آسمان را به 27 یا 28 قسمت تقسیم می کردند و هنگامی که ستارگان به جایگاه اصلی خود برگشتند آن را یک ماه می دانستند. تقویم یونانی، عبری و اسلامی اولین تقویم هایی بودند که هلال ماه را آغاز ماه قرار دادند. مدار حرکتی ماه پیچیدگی های خاصی دارد و با یک دوره تناوب خاص نمی گردد و تفاوت های جزیی طول و عرض جغرافیایی مدار گردشی آن، پیش بینی کلی مدت ماه را ناممکن کرده است. در مورد نحوه ی پیدایش، دگرگونی ها و همچنین معانی ماه های میلادی در مطلبی پیش از این صحبت شده است.

ماه های ایرانی

معروف است که ایرانیان باستان تقسیم‌بندی ماه به هفته نداشتند و هر روز ماه نام ویژه خودش را داشت و هر روز که نام آن با نام ماه یکی می‌شد، آن روز را جشن‌ می‌گرفته‌اند.

نام ماه‌های دوازده‌گانه پارسی همگی برگرفته از متون کهن زردشتی است که ریشه در اعتقادات و باورهای این آیین دارد.

1-     فروردین نام نخستین ماه فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین (فرورتن) و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. فروردین شکل تغییر یافته واژه فروهر است به معنای نیروی پیشرو. فروردین جمع مؤنث واژه ی فرورتیدر حالت اضافی است و به معنی فروردهای پاکان و فروهرهای پارسایان است . بنابراین «ین » علامت نسبت نیست .

 

وقت آن است که مردم ره صحرا گیرند

خاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است

سعدی

 

2-     اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا به آن، اَشَه وَهیشتَه و در پهلوی اُرت وَهیشت گویند. مرکب از دو جزء است: اول اَرتَهبه معنی درستی و راستی و پاکی و تقدس. دوم وهیشته صفت عالی از وِه به معنی به وخوبست و واژه ی مرکب به معنی بهترین راستی است .
در مجموع به معنی بهترین راستی است و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است.

 

در آن بزم آراسته چون بهشت

گل افشان تر از ماه اردی بهشت

نظامی

 

3-     خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات، در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو بخش: بخش نخست هئوروه که صفت است به معنای رسا، همه، درست و کامل. دوم تات که پسوند است برای اسم مونث، بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است. به معنی تندرستی هم آمده و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است.

 

ماه خرداد بر تو فرخ باد

آفرین باد بر مه خرداد

فرخی

 

4-     تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه، در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می شود. فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک، از باران بهره مند می شود و کشتزارها سیراب می گردد. تیشتر را در زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند.هر گاه تیشتر از آسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می دهد. تیر نام ستاره ای در آسمان نیز هست.

 

تا کی گله کنی که نه خوب است کار من

وز تیرماه تیره تر آمد بهار من

ناصر خسرو

 

5-     امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات، در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه بخش:
اول ا، ادات نفی به معنی نه، دوم مرتا به معنی مردنی و نابود شدنی و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابر این امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. مرداد نام آخرین امشاسپند نیز می باشد. نام این ماه نادرست مرداد تلفظ می شود که باید امرداد خوانده شود.

 

مرداد مه است سخت خرم
می نوش پیاپی و دمادم

مسعود سعد

 

6-     شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
در اوستا خشتروئیریه، در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور می دانند. کلمه ای است مرکب از دو بخش: خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و بخش دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن و ئیریه یعنی برگزیده و آرزو شده و در مجموع یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده. این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است
. شهریور به معنی بهترین شهریاری یا مدینه فاضله، فرشته ای  موکل بر آتش و موکل بر جمیع فلزات و تدبیر امور و مصالح و همچنین نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند نیز آمده است.

 

جهان دیگر شود امروز و گرد مهرماه اکنون
بماه مهر مهر آرد گذشته شهر شهریور

اسدی نخجوانی

 

7-     مهر (پیوستن با مهربانی). نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهدهایزد مهر است. دراسطوره‌های ایرانی گرما و نور خورشید را ایزدمهر می دانستند. درسانسکریت میترا،دراوستا و پارسی میثر، ودرپهلوی میتر، ودرفارسی مهر گفته می شود، که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن. مهر به معنای محبت ومهربانی نیز آمده است.

 

پس از شهریور و مهر و ابان و آذر و دی دان
که بر بهمن جز اسفندارمذ ماهینیفزاید

ابونصر فراهی

 

8-     آبان نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه است. آبان (آب‌ها(دراوستا آپدرپارسی باستان آپی ودرفارسی آب گفته می شود. دراوستابارها آپ به معنی فرشته نگهبان آب استفاده شده و همه جا به صورت جمع آمده است. به طور کلی جلوه های طبیعی سودمند نزد ایرانیان بسیار ارجمند است بنابراین برخی روزهای ماه به نام مظاهر طبیعی نهاده شده است. دراین ماه از سال به طور معول بارانمی‌بارد. آبان،در گاه شماری باستانی آغاززمستان بزرگ بوده است.

 

آب انگور بیاریدکه آبان ماهست
وقت منظر شد و وقت نظر خرگاهست
دست تابستاناز روی زمین کوتاهست

منوچهری

 

9-     آذر نام ماه نهم از سال خورشیدی و نام روز نهم از هر ماه است. آذر (آتش(دراوستا آتر و آثر،درپارسی باستان و پهلوی آتر ودرفارسی آذر می گویند. آذر فرشته نگهبان آتشو یکی از بزرگترین ایزدان است. آریائیان(هندوان و ایزدان) بیش از دیگر اقوام بهعنصر آتش اهمیت می دادند. آفتابدراین ماهدربرج قوس یاکماندار قرار می گیرد. سرما در این ماه به اندازه‌ای است که باید آتش روشن کرد.

 

ای ماه رسید ماه آذر
برخیز و بده می چو آذر

مسعودسعد


گر نیست آب نقش پذیرنده پس چرا
هر بامداد نقشکند باد آذرش ؟

مختاری غزنوی

 

10- دی نام دهم از سال خورشیدی است. درمیان سی روز ماه، روزهای هشتم، پانزده و بیست و سومنیز به دی (آفریدگار، دثوش) موسوم است. برای این که این سه روز با هم اشتباهنشوند نام هر یک را به نام روز بعد می پیوندند، یعنی هشتمین روز ماه را دی به آذر، نام روز پانزدهم ,دی به

/ 0 نظر / 187 بازدید