در ستایش بطالت

صاحبان املاک می توانند دیگران را وادار کنند که به شکرانه ی داشتن مزیت زنده بودن و داشتن کار، پولی بپردازند. این مالکین اوقات خود را به بطالت می گذرانند ... اما متاسفانه چیزی که این بیکاری را میسر ساخته است، کوشش و تلاش دیگران است. در اصل تمایل طبقه ی مرفه به بیکاری بوده است که ریشه ی تاریخی محترم شماردن کار را موجب شده است. چیزی که طبقه ی مرفه هرگز نخواسته اند، این است که دیگران از آن ها پیروی کنند.

مبانی اخلاقی کار، مبانی اخلاقی بردگی است و جهان مدرن نیازی به برده داری ندارد.

از منظر تاریخی، مفهوم وظیفه وسیله ای بوده است که قدرتمندان بکارگرفته اند تا دیگران را به سود اربابان بکار وادارند.

فراغت لازمه ی تمدن است...با استفاده از فن آوری های جدید می توان بدون این که ضرری متوجه تمدن شود، فراغت را به نحوه عادلانه ای توزیع کرد.

اساسا این فکر که فقرا هم از فراغت بهره ای داشته باشند همیشه مایه ی ناراحتی مرفهین بوده است.

قرن های متمادی مرفهین و جیره خوارانشان در ستایش شرافت کار و تلاش، سخن ها گفته اند و زندگی ساده و بی تجمل را ستوده و تجلیل کرده اند و سنگ مذهبی را به سینه زده اند که می گوید احتمال رفتن فقرا به بهشت از اغنیا بیشتر است.

تقریبا همه ی آن چه را که ما تمدن می نامیم مرهون طبقه ی فارغ از کار است. آن ها بودند که هنر را پرورش داده اند و علوم را کشف کرده اند. کتاب ها نوشتند و فلسفه ایجاد کردند و مناسبات اجتماعی را بنا نهاندند. بدون آن ها بشر هرگز نمی توانست از توحش جدا شده و رو به تمدن گذارد.

جهان از میان تمامی فضائل اخلاقی، بیش از همه نیاز به سلامت نفس و خوش اخلاقی دارد که این دو زاییده ی راحتی و امنیت هستند و نه حاصل یک عمر تلاش و کار سخت و پیگیرانه.

/ 0 نظر / 86 بازدید